دیوان شمس غزل ۳۰۱۷ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۱۷

  1. چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب تا بشود پرشکر در تن هر روده‌ای

G3017:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای·عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غوره‌ای
  2. 2 مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب·آه که چه دیوانه شد جان من از سوره‌ای
  3. 3 مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود·گر شکر تو شود مغز شکربوره‌ای
  4. 4 چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب·تا بشود پرشکر در تن هر روده‌ای
  5. 5 وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل·چونک سر رشته یافت خصم ز ماسوره‌ای
  6. 6 جسم که چون خربزه‌ست تا نبری چون خورند·بشکن و پیدا شود قیمت لاهوره‌ای
  7. 7 آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق·رقص کنان کله‌ها هر طرفی کوره‌ای
  8. 8 پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق·نبض دلم می‌جهید در کف قاروره‌ای
  9. 9 گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه·جز ز تو یابد شفا علت ناسوره‌ای

ganjoor: sh3017 · public domain