دیوان شمس› غزل ۳۰۲۸› بیت ۷ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲۸
- بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود مایه نداری تو ولی خایه خود میخاری
G3028:7
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای صنم گلزاری چند مرا آزاری·من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری
- 2 چند مرا بفریبی هر چه کنی میزیبی·چند به دل آموزی مغلطه و طراری
- 3 آن که از آن طراری باز بر او برشکنی·افتد و سودش نکند در دغلی هشیاری
- 4 ساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مرا·تا رهم از لطف فنا زین قرح و زین زاری
- 5 هر کی بگرید به یقین دیده بود گنج دفین·هر کی بخندد بود او در حجب ستاری
- 6 من که ز دور آمدهام با شر و شور آمدهام·بازبنگشادهام این دان خبر سرباری
- 7 بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود·مایه نداری تو ولی خایه خود میخاری
- 8 بس کن و بسیار مگو روی بدو آر بدو·مشتری گفت تو او سیر نه از بسیاری
ganjoor: sh3028 · public domain