دیوان شمس› غزل ۳۰۸۲› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۸۲
- درست گشت مرا آنچ من ندانستم چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
G3082:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی·شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
- 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
- 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم·چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
- 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
- 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
- 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
- 7 ز شمس تبریز این جنسها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی
ganjoor: sh3082 · public domain