دیوان شمس غزل ۳۱۰۲ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰۲

  1. ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی

G3102:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 برست جان و دلم از خودی و از هستی·شدست خاص شهنشاه روح در مستی
  2. 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
  3. 3 درست گشت مرا آنچ می‌ندانستم·چو در درستی آن مه مرا تو بشکستی
  4. 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·بجستم از خود و گفتم زهی سبک دستی
  5. 5 طبیب فقر بخست و گرفت گوش مرا·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
  6. 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
  7. 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

ganjoor: sh3102 · public domain