دیوان شمس غزل ۳۱۱۵ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۱۵

  1. حارس توی رمه را ایمن کنی همه را اهوی الهوا امنو فی ظل ذو المننی

G3115:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 در لطف اگر بروی شاه همه چمنی·در قهر اگر بروی که را ز بن بکنی
  2. 2 دانی که بر گل تو بلبل چه ناله کند·املی الهوی اسقا یوم النوی بدنی
  3. 3 عقل از تو تازه بود جان از تو زنده بود·تو عقل عقل منی تو جان جان منی
  4. 4 من مست نعمت تو دانم ز رحمت تو·کز من به هر گنهی دل را تو برنکنی
  5. 5 تاج تو بر سر ما نور تو در بر ما·بوی تو رهبر ما گر راه ما نزنی
  6. 6 حارس توی رمه را ایمن کنی همه را·اهوی الهوا امنو فی ظل ذو المننی
  7. 7 آن دم که دم بزنم با تو ز خود بروم·لو لا مخاطبتی ایاک لم ترنی
  8. 8 ای جان اسیر تنی وی تن حجاب منی·وی سر تو در رسنی وی دل تو در وطنی
  9. 9 ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما·آخر رفیق بدی در راه ممتحنی

ganjoor: sh3115 · public domain