دیوان شمس غزل ۳۱۳۴ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۳۴

  1. فکرت برون کن، حیرت فزون کن نی مرد فکری مرد صفایی

G3134:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 تو جان مایی، ماه سمایی·فارغ ز جمله اندیشهایی
  2. 2 جویی ز فکرت، داروی علت·فکرست اصل علت فزایی
  3. 3 فکرت برون کن، حیرت فزون کن·نی مرد فکری مرد صفایی
  4. 4 فکرت درین ره شد ژاژ خایی·مجنون شو ای جان، عاقل چرایی؟!
  5. 5 بد نام مجنون رست از کشاکش·باهوش کرمی، مست اژدهایی
  6. 6 کرم بریشم، اندیشه دارد·زیرا که جوید صنعت نمایی
  7. 7 صنعت نماید، چیزی بزاید·از خود برآید زان خیره‌رایی
  8. 8 صنعت رها کن، صانع بس استت·شاهد همو بس، کم ده گوایی
  9. 9 او نیستها را دادست هستی·او قلبها را بخشد روایی
  10. 10 داد او فلک را دوران دایم·نامد زیانش بی‌دست و پایی
  11. 11 خامش! برآن باش که پر نگویی·هرچند با خود بر می‌نیایی

ganjoor: sh3134 · public domain