دیوان شمس غزل ۳۱۵۷ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۵۷

  1. چشم مریخ دارد آن دشمن تو چو مه دست زهره می‌بندی

G3157:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آنکه چون ابر خواند کف ترا·کرد بیداد بر خردمندی
  2. 2 او همی‌گرید و همی‌بخشد·تو همی‌بخشی و همی‌خندی
  3. 3 همچو یوسف گناه تو خوبیست·جرم تو دانش است و خرسندی
  4. 4 او چو سرکه‌ست و می‌کند ترشی·دوست قندست و می‌کند قندی
  5. 5 چشم مریخ دارد آن دشمن·تو چو مه دست زهره می‌بندی
  6. 6 ای دل اندر اصول وصل گریز·که بسی در فراق جان کندی
  7. 7 قطرهٔ باز رو سوی دریا·بنگر تا به پیش او چندی
  8. 8 قوت یاقوت گیر از خورشید·تا در اخلاق او به پیوندی

ganjoor: sh3157 · public domain