دیوان شمس غزل ۳۱۶۱ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۶۱

  1. بی تو باغ حیات زندانیست هست مردن خلاص زندانی

G3161:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 خامشی ناطقی مگر جانی·می‌زنی نعره‌های پنهانی
  2. 2 تو چو باغی و صورتت برگی·باغ چه صد هزار چندانی
  3. 3 بی تو باغ حیات زندانیست·هست مردن خلاص زندانی
  4. 4 چون تو بحری و صورتت ابرست·فیض دل قطره‌های مرجانی
  5. 5 ای یکی گو شده یکی گویان·پیش حکمت که شاه چوگانی
  6. 6 تا یکی گو نشد اگرچه زرست·گرچه نیکوست نیست میدانی
  7. 7 پهلوی اعتراض را بتراش·گر تو چون گوی چست و گردانی
  8. 8 پهلوی اعتراض در ابلیس·گشت مردود رد ربانی
  9. 9 پس به خراط خویش را بسپار·تا یکی گو شوی اگر آنی
  10. 10 مانعست اعتراض ابلیسی·از یکی گویی و یکی دانی

ganjoor: sh3161 · public domain