دیوان شمس غزل ۳۱۷۸ بیت ۹ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۷۸

  1. از تو چرا نور نگیرم؟! که تو تابش هر خانه و هر روزنی

G3178:9

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 در دل من پردهٔ نو می‌زنی·ای دل و ای دیده و ای روشنی
  2. 2 پرده توی وز پس پرده توی·هر نفسی شکل دگر می‌کنی
  3. 3 پرده چنان زن که بهر زخمهٔ·پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
  4. 4 شب منم و خلوت و قندیل جان·خیره که تو آتشی یا روغنی
  5. 5 بی‌من و تو، هر دو توی، هر دو من·جان منی، آن منی، یا منی
  6. 6 نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ·تنتن تنتن، که تو یعنی تنی
  7. 7 گر تنم و گر دلم و گر روان·شاد بدانم که توم می‌تنی
  8. 8 از تو چرا تازه نباشم؟! که تو·تازگی سرو و گل و سوسنی
  9. 9 از تو چرا نور نگیرم؟! که تو·تابش هر خانه و هر روزنی
  10. 10 از تو چرا زور نیابم؟! که تو·قوت هر صخره و هر آهنی

ganjoor: sh3178 · public domain