دیوان شمس› غزل ۳۱۸۴› بیت ۱۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۸۴
- و احیاهم بروح عاشقی طلیق من هجومات الوباء
G3184:18
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 کسی کو را بود خلق خدایی·ازو یابند جانهای بقایی
- 2 به روزی پنج نوبت بر در او·همی کوبند کوس کبریایی
- 3 اگر افتد بدین سو بانگ آن کوس·بیابند جملگان از خود رهایی
- 4 زمین خود کی تواند بند کردن·هر آنکس را که روحش شد سمایی؟!
- 5 عنایت چون ز یزدان برتو باشد·چه غم گر تو به طاعت کمتر آیی؟!
- 6 در آن منزل چه طاعت پای دارد؟!·که جان بخشت کند از دلربایی
- 7 به جای راستی و صدق گیرند·خیانتها که کردی یا دغایی
- 8 اگر تو از دل و جان دوستداری·کسی کو گوهرش نبود بهایی
- 9 خداوند خداوندان اسرار·همایان را همی بخشد همایی
- 10 ترا گردید رویش رزق باشد·به صد لابه بهشت اندر نیایی
- 11 قرار جان شمسالدین تبریز·که جانم را مباد از وی جدایی
- 12 جدایی تن مرا خود بند کردست·هم از وی چشم میدارم رهایی
- 13 که دست جان او چندان درازست·که عقل کل کند یاوه کیایی
- 14 هزاران شکر ایزد را که جانم·به عشق چشم او دارد روایی
- 15 فحمدا ثم حمدا ثم حمدا·بما اروانی خلاق السماء
- 16 منالنور الممدد کل نور·منالکنز المکنز فی الخفاء
- 17 وآتاهم منالاسرار فضلا·و نجاهم بها کل البلاء
- 18 و احیاهم بروح عاشقی·طلیق من هجومات الوباء
- 19 طلب منی بشیرالوصل یوما·قباء الروح انزعت قبایی
- 20 لقیت من فضایلهم مرادا·و اوصافا تجلت بالبهاء
- 21 وجاد الصدر شمسالدین یوما·حیوتیا دوامیا جزایی
- 22 رایت البخت یسجدنی اذاما·تکرم سیدی بالالبهاء
- 23 وآتانی علامته بعشق·دوام سرمدی فی بقایی
- 24 علمت بابتداء حال عشقی·تمامة دولة فی الانتهاء
- 25 فلا اخلالة ظلا علینا·فذاک جمیع طمعی وارنجایی
- 26 فحاشا بل عنایته بحور·غریق منه بغیی وابتغائی
- 27 معانی روحنا ماء زلال·و بالا لفاظ ما زج بالدماء
ganjoor: sh3184 · public domain