دیوان شمس غزل ۳۱۸۶ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۸۶

  1. خیالی در تو آویزد، بیفتی ترا وهمی پژولاند، پژولی

G3186:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بگو ای تازه رو، کم کن ملولی·که تو رو تازه از اصل اصولی
  2. 2 خیالی گول گیری گر بیاید·چنین داند که تو مغرور و گولی
  3. 3 به زخم سیلیش از دل برون کن·که تا عبرت بگیرد هر فضولی
  4. 4 خیال بد رسول دیو باشد·تو او را توبه‌ای ده از رسولی
  5. 5 خیالی در تو آویزد، بیفتی·ترا وهمی پژولاند، پژولی
  6. 6 خیالی هست چون خورشید روشن·خیالی چون شب تاریک لولی
  7. 7 اگر مردانه گوش او بمالی·ترا کافر کند وهم حلولی
  8. 8 برای تو مهان در انتظارند·سبکتر رو، چرا در مول مولی؟
  9. 9 خیالات اتتکم کالخیول·فدسوها ثقاتی! فی‌السقول
  10. 10 خیالات مضلات کذاب·لحاها الله ربی بالافول
  11. 11 فطوبی للذی یعلو علاه·و یقطع عرقها قبل‌الحصول
  12. 12 الهی قدیمی علی·صفی‌القلب من غش‌الغلول
  13. 13 علی‌الله بیان ما نظمنا·مفاعیلن مفاعیلن فعولی

ganjoor: sh3186 · public domain