دیوان شمس غزل ۳۶۲ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۶۲

  1. بیندازم من این سر را به پیشش اگر چه سر به پیش او حقیرست

G362:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 دو چشم آهوانش شیرگیرست·کز او بر من روان باران تیرست
  2. 2 کمان ابروان و تیر مژگان·گواهانند کو بر جان امیرست
  3. 3 چو زلف درهمش درهم از آنم·که بوی او به از مشک و عبیرست
  4. 4 در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان·که دل زنجیر زلفش را اسیرست
  5. 5 مگو آن سرو ما را تو نظیری·که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست
  6. 6 بیندازم من این سر را به پیشش·اگر چه سر به پیش او حقیرست
  7. 7 خیال روی شه را سجده می‌کن·خیال شه حقیقت را وزیرست

ganjoor: sh362 · public domain