دیوان شمس غزل ۳۷۸ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۷۸

  1. سلطان حقایق و معانی وز نور قدیم چتر و رایات

G378:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای گشته ز شاه عشق شهمات·در خشم مباش و در مکافات
  2. 2 در باغ فنا درآ و بنگر·در جان بقای خویش جنات
  3. 3 چون پیشترک روی تو از خود·بینی ز ورای این سماوات
  4. 4 سلطان حقایق و معانی·وز نور قدیم چتر و رایات
  5. 5 چون گشت عیان مجو کرامت·کز بهر نشان بود کرامات
  6. 6 تا ساحل بحر سیل پیداست·چون غرقه شود کجاست هیهات
  7. 7 ما مات تویم شمس تبریز·صد خدمت و صد سلام از مات

ganjoor: sh378 · public domain