دیوان شمس غزل ۳۸۴ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۸۴

  1. شب روان از شاه عقل و پاسبان آن سو شوند لیک آن جان را از آن سو پاسبانی دیگرست

G384:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست·عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست
  2. 2 سینه‌های روشنان بس غیب‌ها دانند لیک·سینه عشاق او را غیب دانی دیگرست
  3. 3 بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد·زانک مر اسرار او را ترجمانی دیگرست
  4. 4 یک زمین نقره بین از لطف او در عین جان·تا بدانی کان مهم را آسمانی دیگرست
  5. 5 عقل و عشق و معرفت شد نردبان بام حق·لیک حق را در حقیقت نردبانی دیگرست
  6. 6 شب روان از شاه عقل و پاسبان آن سو شوند·لیک آن جان را از آن سو پاسبانی دیگرست
  7. 7 دلبران راه معنی با دلی عاجز بدند·وحیشان آمد که دل را دلستانی دیگرست
  8. 8 ای زبان‌ها برگشاده بر دل بربوده‌ای·لب فروبندید کو را همزبانی دیگرست
  9. 9 شمس تبریزی چو جمع و شمع‌ها پروانه‌اش·زانک اندر عین دل او را عیانی دیگرست

ganjoor: sh384 · public domain