دیوان شمس غزل ۳۹ بیت ۱۰ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۹

  1. گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا بر طمع ساختن یار خریدار مرا

G39:10

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا·می‌نکند محرم جان محرم اسرار مرا
  2. 2 نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش·پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
  3. 3 گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو·رنگ کجا ماند و بو ساعت دیدار مرا
  4. 4 غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم·کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا
  5. 5 هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود·چند زیانست و گران خرقه و دستار مرا
  6. 6 ملکت و اسباب کز این ماه رخان شکرین·هست به معنی چو بود یار وفادار مرا
  7. 7 دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را·شیر تو را بیشه تو را آهوی تاتار مرا
  8. 8 نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند·باده دهد مست کند ساقی خمار مرا
  9. 9 ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن·شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا
  10. 10 گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا·بر طمع ساختن یار خریدار مرا
  11. 11 بیش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی·اصل سبب را بطلب بس شد از آثار مرا

ganjoor: sh39 · public domain