دیوان شمس غزل ۴۰۳ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۰۳

  1. بر در اندیشه ترسان گشته‌ایم از هر خیال خواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست

G403:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست·ور تو پنداری مرا بی‌تو قراری هست نیست
  2. 2 ور تو گویی چرخ می‌گردد به کار نیک و بد·چرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
  3. 3 سال‌ها شد تا که بیرون درت چون حلقه‌ایم·بر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
  4. 4 بر در اندیشه ترسان گشته‌ایم از هر خیال·خواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
  5. 5 ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس من·جز صلاح الدین ز دل‌ها هوشیاری هست نیست

ganjoor: sh403 · public domain