دیوان شمس› غزل ۴۱۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G418 · ۹ بیت
غزل شمارهٔ ۴۱۸
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G418:1 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توستبستان جام و درآشام که آن شربت توست
- G418:2 عدد ذره در این جو ِ هوا عشاقندطرب و حالت ایشان مدد حالت توست
- G418:3 همگی پرده و پوشش ز پی باشش تو استجرس و طبل رحیل از جهت رحلت توست
- G418:4 هر که را همت عالی بود و فکر بلنددانک آن همت عالی اثر همت توست
- G418:5 فکرتی کهآن نبود خاسته از طبع و دماغنیست در عالم اگر باشد آن فکرت توست
- G418:6 ای دل خسته ز هجران و ز اسباب دگرهم از او جوی دوا را که ولی نعمت توست
- G418:7 ز آن سوی کآمد محنت هم از آن سو است دواهم از او شبهه تو است و هم از او حجت توست
- G418:8 هم خمار از می آید هم از او دفع خمارهم از او عسرت تو است و هم از او عشرت توست
- G418:9 بس که هر مستمعی را هوس و سوداییستنه همه خلق خدا را صفت و فطرت توست
ganjoor: sh418 · public domain