دیوان شمس غزل ۴۹۳ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۹۳

  1. بیا بگو به کدامین ره از جهان رفتی و زان طرف به کدامین ره آمدی که خفیست

G493:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست·چو باز زنده شدی زین سپس بدانی زیست
  2. 2 هر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمد·مدرس ملکوتست و بر غیوب حفیست
  3. 3 بیا بگو به کدامین ره از جهان رفتی·و زان طرف به کدامین ره آمدی که خفیست
  4. 4 رهی که جمله جان‌ها به هر شبی بپرند·که شهر شهر قفس‌ها به شب ز مرغ تهیست
  5. 5 چو مرغ پای ببسته‌ست دور می‌نپرد·به چرخ می‌نرسد وز دوار او عجمیست
  6. 6 علاقه را چو ببرد به مرگ و بازپرد·حقیقت و سر هر چیز را ببیند چیست
  7. 7 خموش باش که پرست عالم خمشی·مکوب طبل مقالت که گفت طبل تهیست

ganjoor: sh493 · public domain