دیوان شمس› غزل ۵۱۱› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۱۱
- غیرت تو گفت بُرو راه نیست رحمت تو گفت: «بیا! هست هست»
G511:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 همچو گل سرخ بُرو دست دست·همچو میای خلق ز تو مست مست
- 2 بازوی تو قوس خدا یافت یافت·تیر تو از چرخ برون جَست جَست
- 3 غیرت تو گفت بُرو راه نیست·رحمت تو گفت: «بیا! هست هست»
- 4 لطف تو دریاست و منم ماهیاش·غیرت تو ساخت مرا شَست شَست
- 5 مرهم تو طالب مجروحهاست·نیست غم ار شستِ توام خست خست
- 6 ای که تو نزدیکتر از دَم به من·دَم نزنم پیش تو جز پست پست
- 7 گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود·از دم یعقوب کرم رَست رَست
- 8 مستِ همه گَرد در این شهر ما·دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
ganjoor: sh511 · public domain