دیوان شمس› غزل ۵۶۹› بیت ۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۶۹
- سماع آمد سماع آمد سماع بیصداع آمد وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
G569:5
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد·نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
- 2 صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد·خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
- 3 صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد·شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
- 4 حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان·طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
- 5 سماع آمد سماع آمد سماع بیصداع آمد·وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
- 6 ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد·شقایقها و ریحانها و لاله خوش عذار آمد
- 7 کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد·مهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
- 8 دلی آمد دلی آمد که دلها را بخنداند·میی آمد میی آمد که دفع هر خمار آمد
- 9 کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابد·شهی آمد شهی آمد که جان هر دیار آمد
- 10 کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست او·ولیکن چشم گه آگاه و گه بیاعتبار آمد
- 11 ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمد·و او در خواب و بیداری قرین و یار غار آمد
- 12 کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آید·رها کن حرف بشمرده که حرف بیشمار آمد
ganjoor: sh569 · public domain