دیوان شمس› غزل ۵۹۸› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۹۸
- یعقوبصفت که بْوَد کز پیرهنِ یوسف او بویِ پسر جوید خود نورِ بصر یابد
G598:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟·تا ذرّهصفت ما را که زیر و زبر یابد؟
- 2 آن بخت که را باشد کآید به لبِ جویی·تا آب خورد از جو، خود عکسِ قمر یابد؟
- 3 یعقوبصفت که بْوَد کز پیرهنِ یوسف·او بویِ پسر جوید خود نورِ بصر یابد
- 4 یا تشنه چو اعرابی در چَه فکَند دلوی·در دلوْ نگارینی چون تَنگِ شکر یابد
- 5 یا موسیِ آتشجو، کآرد به درختی رو·آید که برَد آتش، صد صبح و سحر یابد
- 6 در خانه جَهَد عیسی تا وارهد از دشمن·از خانه سویِ گردون ناگاه گذر یابد
- 7 یا همچو سلیمانی بشکافد ماهی را·اندر شکمِ ماهی آن خاتمِ زر یابد
- 8 شمشیر به کف عُمَّر، در قصدِ رسول آید·در دامِ خدا افتد وز بخت نظر یابد
- 9 یا چون پسرِ ادْهَم رانَد بهسوی آهو·تا صید کند آهو خود صیدِ دگر یابد
- 10 یا چون صدفِ تشنه بگشادهدهان آید·تا قطره به خود گیرد در خویش گهر یابد
- 11 یا مردِ علفکَش کاو گردد سویِ ویرانها·ناگاه به ویرانی از گنج خبر یابد
- 12 ره رو، بهل افسانه، تا محرم و بیگانه·از نورِ اَلَمْ نَشْرَح بیشرحِ تو دریابد
- 13 هر کاو سویِ شمسالدّین از صدق نهد گامی·گر پاش فروماند، از عشق دو پر یابد
ganjoor: sh598 · public domain