دیوان شمس غزل ۶۰۳ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۰۳

  1. ای در غم بیهوده، از بوده و نابوده کاین کیسه‌ی زَر دارد، وآن کاسه و خوان دارد

G603:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 گویند به بَلاساغون، تُرکی دو کمان دارد·وَر زآن‌دو یکی کم شد، ما را چه زیان دارد؟
  2. 2 ای در غم بیهوده، از بوده و نابوده·کاین کیسه‌ی زَر دارد، وآن کاسه و خوان دارد
  3. 3 در شام اگر میری، زینی به کسی بخشد·جانت ز حسد این‌جا، رنج خفقان دارد
  4. 4 جز غمزه‌ی چشم شه، جز غصه‌ی خشم شه·والله که نیندیشد، هر زنده که جان دارد
  5. 5 دیوانه کنم خود را، تا هرزه نیندیشم·دیوانه من از اَصلم، ای آنک عیان دارد
  6. 6 چون عقل ندارم من، پیش آ که توی عقلم·تو عقل بسی آن را، کاو چون تو شَبان دارد
  7. 7 گر طاعتِ کم دارم، تو طاعت و خیرِ من·آن را که توی طاعت، از خوف امان دارد
  8. 8 ای کوزه‌گر صورت، مفروش مرا کوزه·کوزه چه کند آن‌کس، کاو جوی روان دارد؟
  9. 9 تو وقف کنی خود را، بر وقفِ یکی مُرده·من وقف کسی باشم، کاو جان و جهان دارد
  10. 10 تو نیز بیا یارا، تا یار شَوی ما را·زیرا که ز جانِ ما، جانِ تو نشان دارد
  11. 11 شمس‌الحق تبریزی، خورشیدِ وجود آمد·کآن چرخ چه چرخ است آن، کآن‌جا سَیَران دارد؟

ganjoor: sh603 · public domain