دیوان شمس غزل ۶۱۲ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۱۲

  1. جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

G612:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد·بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
  2. 2 آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد·معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
  3. 3 شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد·شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد
  4. 4 جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت·هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد
  5. 5 از لذت جام تو دل ماند به دام تو·جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد
  6. 6 بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته·بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد
  7. 7 باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زد دم·بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد

ganjoor: sh612 · public domain