دیوان شمس غزل ۶۳۲ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۳۲

  1. عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان کآن قیصر مه‌رویان زان قصر مشید آمد

G632:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد·برگیر و دهل می‌زن کآن ماه پدید آمد
  2. 2 عید آمد ای مجنون! غلغل شنو از گردون·کآن معتمد سدره از عرش مجید آمد
  3. 3 عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان·کآن قیصر مه‌رویان زان قصر مشید آمد
  4. 4 صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی·کآن خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد
  5. 5 زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش·تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد
  6. 6 عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما·بر عید زنیم این دم کآن خوان و ثرید آمد
  7. 7 زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد·زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد
  8. 8 برخیز به میدان رو در حلقهٔ رندان رو·رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
  9. 9 غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی·یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
  10. 10 من بندهٔ آن شرقم در نعمت آن غرقم·جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
  11. 11 بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن·رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد

ganjoor: sh632 · public domain