دیوان شمس› غزل ۶۳۳› بیت ۷ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۳۳
- آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد
G633:7
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد·وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد
- 2 مستی سرم آمد نور نظرم آمد·چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد
- 3 آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد·وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
- 4 امروز به از دینه ای مونس دیرینه·دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد
- 5 آن کس که همیجستم دی من به چراغ او را·امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد
- 6 دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر·زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد
- 7 آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین·وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد
- 8 از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد·وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
- 9 امروز سلیمانم کانگشتریم دادی·وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
- 10 از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم·یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
- 11 وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم·وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد
- 12 وقتست که درتابم چون صبح در این عالم·وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
- 13 بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا·جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
ganjoor: sh633 · public domain