دیوان شمس› غزل ۷۳› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۳
- رو سایه سَروَش شو پیش و پس او میدو گرچه چو درخت نو از بن بکند ما را
G73:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را·بنمود بهار نو تا تازه کند ما را
- 2 بگشاد نشان خود بربست میان خود·پر کرد کمان خود تا راه زند ما را
- 3 صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد·صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ما را
- 4 رو سایه سَروَش شو پیش و پس او میدو·گرچه چو درخت نو از بن بکند ما را
- 5 گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا·کاول بُکشد ما را و آخر بِکشد ما را
- 6 چون ناز کند جانان اندر دل ما پنهان·بر جمله سلطانان صد ناز رسد ما را
- 7 بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد·آن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما را
- 8 آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد·وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را
- 9 میآید و میآید آن کس که همیباید·وز آمدنش شاید گر دل بجهد ما را
- 10 شمس الحق تبریزی در برج حمل آمد·تا بر شجر فطرت خوش خوش بپزد ما را
ganjoor: sh73 · public domain