دیوان شمس غزل ۷۴۸ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۴۸

  1. ساقیا از دست تو بس دست‌ها از دست شد مست تو از دست تو پیوسته برخوردار باد

G748:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد·چشم تو مخمور باد و جان ما خمار باد
  2. 2 ای ز نوشانوش بزمت هوش‌ها بی‌هوش باد·وی ز جوشاجوش عشقت عقل بی‌دستار باد
  3. 3 چون زنان مصر جان را دست و دل مجروح باد·یوسف مصری همیشه شورش بازار باد
  4. 4 ساقیا از دست تو بس دست‌ها از دست شد·مست تو از دست تو پیوسته برخوردار باد
  5. 5 مغز ما پرباد باد و مشک ما پرآب باد·باد ما را و آب ما را عشق پذرفتار باد
  6. 6 شاه خوبان میر ما و عشق گیراگیر ما·جان دولت یار ما و بخت و دولت یار باد
  7. 7 سرکشیم و سرخوشیم و یک دگر را می‌کشیم·این وجود ما همیشه جاذب اسرار باد

ganjoor: sh748 · public domain