دیوان شمس› غزل ۷۹۸› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۹۸
- ساحل نفس رها کن به تک دریا رو کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود
G798:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود·با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود
- 2 عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است·چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود
- 3 عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل·جای دریا و گهر سینه تنگی نبود
- 4 ساحل نفس رها کن به تک دریا رو·کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود
- 5 صورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشق·بنماید چو که بر آینه زنگی نبود
- 6 کار روبه نبود عشق که هر روبه را·حمله شیر نر و کبر پلنگی نبود
ganjoor: sh798 · public domain