دیوان شمس› غزل ۸۰۱› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۰۱
- رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود مه خوبان مرا از چه چنین پندارید
G801:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید·دولتی هست حریفان سر دولت خارید
- 2 چو شکر یک دل و آغشته این شیر شوید·که ظریفید و لطیفید و نکومقدارید
- 3 دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید·که امیران دو صد خرمن و صد انبارید
- 4 با چنین لاله رخان روح چرا نفزایید·در چنین معصرهای غوره چرا افشارید
- 5 دست در دامن همچون گل و ریحانش زنید·نه که پرورده و بسرشته آن گلزارید
- 6 رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود·مه خوبان مرا از چه چنین پندارید
- 7 چون ره خانه ندانید که زاده وصلید·چون سره و قلب ندانید کز این بازارید
- 8 فخر مصرید چو یوسف هله تعبیر کنید·چو لب نوش وفا جمله شکر میکارید
- 9 ملکانید و ملک زاده ز آغاز و سرشت·گرچه امروز گدایانه چنین میزارید
- 10 ساقیان باده به کف گوش شما میپیچند·گرد خمخانه برآیید اگر خمارید
- 11 همه صیاد هنر گشته پی بیعیبی·همه عیبید چو در مجلس جان هشیارید
- 12 شمس تبریز درآمد به عیان عذر نماند·دیده روح طلب را به رخش بسپارید
ganjoor: sh801 · public domain