دیوان شمس› غزل ۸۰۵› بیت ۱۰ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۰۵
- آنک سرمست نباشد برمد از مردم تا نگویند کز او بوی صبا میآید
G805:10
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 یا رب این بوی که امروز به ما میآید·ز سراپرده اسرار خدا میآید
- 2 بوستان را کرمش خلعت نو میپوشد·خستگان را ز دواخانه دوا میآید
- 3 در نمازند درختان و به تسبیح طیور·در رکوع است بنفشه که دوتا میآید
- 4 هر چه آمد سوی هستی ره هستی گم کرد·که ز مستی نشناسد که کجا میآید
- 5 از یکی روح در این راه چو رو واپس کرد·اصل خود دید ز ارواح جدا میآید
- 6 رنگ او یافت ازآنروی چنین خوشرنگ است·بوی او یافت کهزاو بوی وفا میآید
- 7 مست او گشت ازآنرو همگان مست ویاند·خوشلقا گشت کز آن ماهلقا میآید
- 8 نی بگویم ز ملولی کسی غم نخورم·که شکر رشک برد ز آنچ مرا میآید
- 9 زان دلیرست که با شیر ژیان رو کردهست·زان کریم است که از گنج عطا میآید
- 10 آنک سرمست نباشد برمد از مردم·تا نگویند کز او بوی صبا میآید
- 11 بس کن ای دوست که سنبوسه چو بسیار خوری·که ز سنبوسه تو را بوی گیا میآید
ganjoor: sh805 · public domain