دیوان شمس› غزل ۸۳۱› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۳۱
- این نیستان آب ز آتش میخورد تازه گردد ز آتشی کز وی رسد
G831:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 هر زمان لطفت همی در پی رسد·ور نه کس را این تقاضا کی رسد
- 2 مست عشقم دار دایم بیخمار·من نخواهم مستیی کز میرسد
- 3 ما نیستانیم و عشقش آتشیست·منتظر کان آتش اندر نی رسد
- 4 این نیستان آب ز آتش میخورد·تازه گردد ز آتشی کز وی رسد
- 5 تا ابد از دوست سبز و تازهایم·او بهاری نیست کو را دی رسد
- 6 لا شویم از کل شیی هالک·چون هلاک و آفت اندر شیء رسد
- 7 هر کی او ناچیز شد او چیز شد·هر کی مرد از کبر او در حی رسد
ganjoor: sh831 · public domain