دیوان شمس› غزل ۸۵۲› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۵۲
- آن آفتاب تابان مر لعل را چه بخشد وز آب زندگانی اندر جگر چه آید
G852:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید·جز نور بخش کردن خود از قمر چه آید
- 2 جز رنگهای دلکش از گلستان چه خیزد·جز برگ و جز شکوفه از شاخ تر چه آید
- 3 جز طالع مبارک از مشتری چه یابی·جز نقدهای روشن از کان زر چه آید
- 4 آن آفتاب تابان مر لعل را چه بخشد·وز آب زندگانی اندر جگر چه آید
- 5 از دیدن جمالی کو حسن آفریند·بالله یکی نظر کن کاندر نظر چه آید
- 6 ماییم و شور مستی مستی و بت پرستی·زین سان که ما شدستیم از ما دگر چه آید
- 7 مستی و مستتر شو بیزیر و بیزبر شو·بی خویش و بیخبر شو خود از خبر چه آید
- 8 چیزی ز ماست باقی مردانه باش ساقی·درده می رواقی زین مختصر چه آید
- 9 چون گل رویم بیرون با جامههای گلگون·مجنون شویم مجنون از خواب و خور چه آید
- 10 ای شه صلاح دین تو بیرون مشو ز صورت·بنما فرشتگان را تو کز بشر چه آید
ganjoor: sh852 · public domain