دیوان شمس› غزل ۸۶۷› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۶۷
- بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد
G867:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد·در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
- 2 چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم·زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد
- 3 وان جمله چشمها شده حیران چشم تو·که صد هزار رحمت بر چشمهات باد
- 4 بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو·هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد
- 5 گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید·سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
ganjoor: sh867 · public domain