دیوان شمس غزل ۸۸۳ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۸۳

  1. روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد

G883:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد·این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
  2. 2 فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد·ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
  3. 3 گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکی·از سبب باد بود آنک جدایی بزاد
  4. 4 جام دوی درشکن باده مده باد را·چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
  5. 5 روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت·هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد
  6. 6 گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست·کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

ganjoor: sh883 · public domain