دیوان شمس› غزل ۹۱۲› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۱۲
- هزار مرغ عجب از گل تو برسازند چو ز آب و گل گذری تا دگر چههات کنند
G912:8
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند·که سخت دست درازند بسته پات کنند
- 2 نگفتمت که بدان سوی دام در دامست·چو درفتادی در دام کی رهات کنند
- 3 نگفتمت به خرابات طرفه مستانند·که عقل را هدف تیر ترهات کنند
- 4 چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند·به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
- 5 بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند·کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
- 6 تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران·اگر روی چو جگربند شوربات کنند
- 7 تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش·که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
- 8 هزار مرغ عجب از گل تو برسازند·چو ز آب و گل گذری تا دگر چههات کنند
- 9 برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست·مثال شخص خیالیت بیجهات کنند
- 10 چو در کشاکش احکام راضیت یابند·ز رنجها برهانند و مرتضات کنند
- 11 خموش باش که این کودنان پست سخن·حشیشیاند و همین لحظه ژاژخات کنند
ganjoor: sh912 · public domain