دیوان شمس غزل ۹۳۵ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۳۵

  1. وگر گریز کنی همچو آهو از کف شیر ز تو گریزد آن ماه بر اسد باشد

G935:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد·که بی‌عنایت جان باغ چون لحد باشد
  2. 2 چه ریشه برکنی از غصه و پشیمانی·چو ریش عقل تو در دست کالبد باشد
  3. 3 بکن مجاهده با نفس و جنگ ریشاریش·که صلح را ز چنین جنگ‌ها مدد باشد
  4. 4 وگر گریز کنی همچو آهو از کف شیر·ز تو گریزد آن ماه بر اسد باشد
  5. 5 نه گوش تو سخن یار مهربان شنود·نه پیش چشم تو دلدار سروقد باشد
  6. 6 نشین به کشتی روح و بگیر دامن نوح·به بحر عشق که هر لحظه جزر و مد باشد
  7. 7 گذر ز ناز و ملولی که ناز آن تو نیست·که آن وظیفه آن یار ماه خد باشد
  8. 8 چه ظلم کردم بر حسن او که مه گفتم·صد آفتاب و فلک را بر او حسد باشد
  9. 9 خموش باش و مگو ریگ را شمار مکن·شمار چون کنی آن را که بی‌عدد باشد

ganjoor: sh935 · public domain