دیوان شمس غزل ۹۴۳ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۴۳

  1. نماز شام چو خورشید در غروب آید ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

G943:1

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 نماز شام چو خورشید در غروب آید·ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
  2. 2 به پیش درکند ارواح را فرشته خواب·به شیوه گله بانی که گله را پاید
  3. 3 به لامکان به سوی مرغزار روحانی·چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید
  4. 4 هزار صورت و شخص عجب ببیند روح·چو خواب نقش جهان را از او فروساید
  5. 5 هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود·نه یاد این کند و نی ملالش افزاید
  6. 6 ز بار و رخت که این جا بر آن همی‌لرزید·دلش چنان برهد که غمیش نگزاید

ganjoor: sh943 · public domain