دیوان شمس› غزل ۹۴۷› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۴۷
- به دیبه سیه این کعبه را لباسی ساخت که اوست پشت مطیعان و اوستشان مسند
G947:8
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد·که شب ببخشد آن بدر بدره بیحد
- 2 به آسمان جهان هر شبی فرود آید·برای هر متظلم سپاه فضل احد
- 3 خدای گفت قم اللیل و از گزاف نگفت·ز شبرویست فرو قد زهره و فرقد
- 4 ز دود شب پزی ای خام ز آتش موسی·مداد شب دهد آن خامه را ز علم مدد
- 5 بگیر لیلی شب را کنار ای مجنون·شبست خلوت توحید و روز شرک و عدد
- 6 شبست لیلی و روزست در پیش مجنون·که نور عقل سحر را به جعد خویش کشد
- 7 بدانک آب حیات اندرون تاریکیست·چه ماهیی که ره آب بستهای بر خود
- 8 به دیبه سیه این کعبه را لباسی ساخت·که اوست پشت مطیعان و اوستشان مسند
- 9 درون کعبه شب یک نماز صد باشد·ز بهر خواب ندارد کسی چنین معبد
- 10 شکست جمله بتان را شب و بماند خدا·که نیست در کرم او را قرین و کفو احد
- 11 خمش که شعر کسادست و جهل از آن اکسد·چه زاهدی تو در این علم و در تو علم ازهد
ganjoor: sh947 · public domain