دیوان شمس غزل ۹۸ بیت ۱۰ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۸

  1. هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر اول غم و سودا و به آخر ید بیضا

G98:10

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا·ای یوسف جان گشته ز لب‌هات شکرخا
  2. 2 ما را چه از آن قصّه که گاو آمد و خر رفت؟·هین وقت لطیف است از آن عربده بازآ
  3. 3 ای شاه تو شاهی کن و آراسته‌کن بزم·ای جان ولیِ نعمت هر وامق و عذرا
  4. 4 هم دایه جان‌هایی و هم جوی می و شیر·هم جنّت فردوسی و هم سدره خضرا
  5. 5 جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم·گویند خسیسان که محالست و علالا
  6. 6 خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی·تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا
  7. 7 هر جا ترشی باشد اندر غم دنیا·می‌غُرّد و می‌بُرّد از آن جای دل ما
  8. 8 برخیز بخیلا نه درِ خانه فروبند·کان جا که توی خانه شود گلشن و صحرا
  9. 9 این مه ز کجا آمد وین روی چه روی است؟·این نور خداییست تبارک و تعالی
  10. 10 هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر·اول غم و سودا و به آخر ید بیضا
  11. 11 هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست·یا رب خبرش ده تو از این عیش و تماشا
  12. 12 تا شید برآرد وی و آید به سر کوی·فریاد برآرد که تمنیت تمنا
  13. 13 نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد·شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا
  14. 14 در شهر چو من گول مگر عشق ندیده‌ست·هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا
  15. 15 هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست·گر حاذق جدّ است وگر عشوه تیبا

ganjoor: sh98 · public domain