قرائت دفتر ۱ بخش ۱۴ → قبلی · بعدی ←

بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری

حیله‌گری وزیر با مسیحیان

  1. M1:351 پس بگویم من به سِر نصرانیمای خدای رازدان می‌دانیم پس در نهان خواهم گفت که من یک مسیحی‌ام،ای خدای دانای رازها، تو خود حقیقت مرا می‌دانی.این بیت از زبان وزیر مکار یهودی است که برای فریب مسیحیان، تظاهر به مسیحی بودن می‌کند و همزمان، به خداوندی که از راز دل او آگاه است، حقیقت نیتش را اعتراف می‌کند.
  2. M1:352 شاه واقف گشت از ایمان منوز تعصب کرد قصد جان من پادشاه از ایمان (مسیحی) من آگاه شد،و از روی تعصب، قصد جانم را کرد.وزیر حیله‌گر، در حال شرح نقشه‌اش، ادعا می‌کند که پادشاه یهودی از ایمان پنهانی او (مسیحیت) باخبر شده و از سر کینه‌توزی و تعصب، می‌خواهد او را بکشد.
  3. M1:353 خواستم تا دین ز شه پنهان کنمآنک دین اوست ظاهر آن کُنم می‌خواستم ایمانم را از پادشاه پنهان سازمو دین او را به ظاهر، دین خود نشان دهم.این بیت، بخشی از داستان ساختگی وزیر برای فریب مسیحیان است. او به آنها خواهد گفت: «قصد داشتم با تقیه، دین واقعی خود (مسیحیت) را پنهان کنم و به ظاهر دین پادشاه (یهودیت) را بپذیرم.»
  4. M1:354 شاه بویی برد از اسرار منمتّهم شد پیش شه گفتار من پادشاه از رازهای پنهان من بویی بردو سخنانم در نظر او مشکوک و بی‌اعتبار شد.این بیت از زبان وزیر مکار روایت می‌شود که می‌گوید پادشاه به ماهیت دروغین سخنانش و نیت‌های پنهان او پی برد، در نتیجه حرف‌هایش را باور نکرد و آنها را نشانهٔ فریبکاری‌اش دانست.
  5. M1:355 گفتْ گفتِ تو چو در نان سوزنستاز دل من تا دل تو روزنست (شاه پاسخ داد:) «حرف‌های تو مانند سوزنی پنهان در نان است،و از دل من به سوی دل تو پنجره‌ای باز است.»این بیت نشان‌دهندهٔ بی‌اعتمادی عمیق پادشاه به وزیر است. او با کنایه می‌گوید که سخنان فریبندهٔ وزیر بوی صداقت نمی‌دهد و او با بصیرت خود، حقیقت نیت پنهان وزیر را می‌بیند.
  6. M1:356 من از آن روزن بدیدم حال توحال تو دیدم ننوشم قال تو من از آن دریچه‌ی پنهان، حال درونی‌ات را دیدمو چون حقیقت تو را یافتم، دیگر حرف‌هایت را باور نمی‌کنمپادشاه به وزیر ریاکارش می‌گوید که فریب سخنان ظاهری او را نمی‌خورد، زیرا از راهی پنهانی و شهودی به حقیقتِ نیت و حالِ درونی او پی برده است.
  7. M1:357 گر نبودی جان عیسی چاره‌اماو جهودانه بکردی پاره‌ام اگر جانِ عیسی چاره‌ساز من نبود،آن پادشاه مرا به شیوه‌ی یهودیان تکه‌تکه می‌کرد.این بیت از زبان وزیر مکار است که ادعا می‌کند اگر حمایت و یاری روح عیسی نبود، پادشاه او را با خشونت و بی‌رحمی‌ای که به یهودیان نسبت داده می‌شد، از بین می‌برد.
  8. M1:358 بهر عیسی جان سپارم سَر دهمصد هزاران منّتش بر خود نهم برای عیسی جان می‌سپارم و سر می‌دهم،و صدها هزار منّت او را بر جان خود می‌نهم.این بیت که از زبان وزیر مکار بیان می‌شود، آمادگی ظاهری او را برای فداکاری در راه عیسی نشان می‌دهد، در حالی که نیت اصلی او حفظ اسرار و معارف دین مسیحیت از نابودی است.
  9. M1:359 جان دریغم نیست از عیسی ولیکواقفم بر علمِ دینش نیک‌نیک جانم را برای عیسی دریغ نمی‌کنم،اما به علمِ دین او بسیار خوب آگاهم.وزیر حیله‌گر می‌گوید که از فدا کردن جانش برای مسیح باکی ندارد، اما چون به اسرار دین عیسی آگاه است، مایل است زنده بماند تا این دانش را به نسل‌های آینده منتقل کند.
  10. M1:360 حیف می‌آمد مرا کان دینِ پاکدرمیان جاهلان گردد هلاک دریغم می‌آمد که آن آیین پاک و روشن،در میانِ مردمانِ نادان نابود و تباه گردد.این بیت بیانگر دغدغهٔ وزیر است که از تباهی و نابودی دینِ حقیقی در میان مردم نادان بیم دارد و به همین دلیل حاضر است برای حفظ آن دست به تدبیر بزند.
  11. M1:361 شکر ایزد را و عیسی را که ماگشته‌ایم آن کیش حق را ره‌نما خدا و عیسی را سپاس می‌گویم که ماراهنمای این دینِ بر حق شده‌ایم.وزیر حیله‌گر، در حالی که به دروغ از خدا و عیسی تشکر می‌کند، از موفقیت نقشه‌اش برای گمراه کردن مسیحیان و جا زدن خود به عنوان رهبر دینی آنان، ابراز رضایت می‌کند.
  12. M1:362 از جهود و از جهودی رَسته‌ایمتا به زنّاری میان را بسته‌ایم از یهودیان و آیین یهودی‌گری رهایی یافته‌ایم،تا کمر خود را با کمربند مسیحیان (زنّار) ببندیم.این بیت از زبان وزیر مکار است که برای پیش بردن نقشه‌اش، به دروغ ادعا می‌کند که از دین یهود دست کشیده و با پذیرفتن «زنّار»، نماد ظاهری مسیحیت را اختیار کرده است.
  13. M1:363 دور دورِ عیسیَست ای مردمانبشنوید اسرارِ کیش او بجان ای مردمان، این دوران، دورانِ عیسی استپس با جان و دل به اسرار آیین او گوش بسپارید.این بیت که از زبان وزیر مکار در داستان بیان می‌شود، دعوتی است برای شنیدن آموزه‌های مسیحیت، با این ادعا که زمانه، زمانه‌ی ظهور و نفوذ دین عیسی (ع) است.
  14. M1:364 کرد با وی شاه آن کاری که گفتخلق حیران مانده زان مِکرِ نهفت پادشاه همان کاری را با او کرد که وزیر گفته بود،و مردم از آن نیرنگ پنهان در شگفتی ماندند.پادشاه نقشۀ فریبکارانۀ وزیر را اجرا کرد و او را در ظاهر تبعید نمود، و مردم از این حیلهٔ پنهانی مات و مبهوت شدند.
  15. M1:365 راند او را جانب نَصرانیانکرد در دعوت شروع او بعد از آن پادشاه او را به سوی مسیحیان راند،و وزیر پس از آن، به دعوت ایشان پرداخت.پس از آنکه پادشاه یهود به ظاهر وزیر را تبعید کرد، وزیر نزد مسیحیان رفت و با تظاهر به وعظ و ارشاد، نقشهٔ پنهانی خود را آغاز نمود.