قرائت دفتر ۳ بخش ۱۹ → قبلی · بعدی ←

بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان

افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و ادعای طاووسی کردن میان شغالان

  1. M3:721 آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگاندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
  2. M3:722 پس بر آمد پوستش رنگین شدهکه منم طاووس علیین شده
  3. M3:723 پشم رنگین رونق خوش یافتهآفتاب آن رنگ‌ها بر تافته
  4. M3:724 دید خود را سبز و سرخ و فُور و زردخویشتن را بر شغالان عرضه کرد
  5. M3:725 جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟که تو را در سر نشاطی ملتویست
  6. M3:726 از نشاط از ما کرانه کرده‌ایاین تکبر از کجا آورده‌ای؟
  7. M3:727 یک شغالی پیش او شد کای فلانشید کردی یا شدی از خوش‌دلان؟
  8. M3:728 شید کردی تا به منبر برجهیتا ز لاف این خلق را حسرت دهی
  9. M3:729 بس بکوشیدی ندیدی گرمییپس ز شید آورده‌ای بی‌شرمیی بسیار تلاش کردی اما هیچ حرارت و صفای درونی پیدا نکردی،پس از روی فریبکاری و حیله، به بی‌شرمی و گستاخی روی آورده‌ای.این بیت به زبان یکی از شغالان می‌گوید که تو چون با تلاش واقعی به گرمی و حال معنوی نرسیدی، برای جبران این نقص، به فریبکاری و ادعاهای بی‌شرمانه متوسل شده‌ای.
  10. M3:730 گرمی، آنِ اولیا و انبیاستباز بی‌شرمی پناه هر دغاست شور و گرمیِ معنوی، از آنِ اولیا و پیامبران است،و بی‌حیایی و ادعای دروغ، پناهگاه هر فریبکار است.جذبه و حرارت معنوی واقعی، ویژگی خاص پیامبران و اولیای الهی است؛ اما بی‌شرمی و گستاخی در ادعاهای معنوی، آخرین راه چاره برای افراد حیله‌گر و متقلب است.
  11. M3:731 که التفات خلق سوی خود کشندکه خوشیم و از درون بس ناخوشند