Lire Livre 1 Expliquant que le mouvement de chacun vient de là où il est ; chacun voit l'autre à travers le cercle de sa propre existence, la casserole bleue apparaît bleue au soleil, et rouge rouge. Quand les casseroles sortent de leurs couleurs, elles deviennent blanches. Parmi toutes les autres casseroles, elle est la plus véridique et l'Imam. Verset 2385

M1:2385 — این سخن شیرست در پستان جان / بی کشنده خوش نمی‌گردد روان

این سخن شیرست در پستان جانبی کشنده خوش نمی‌گردد روان
✦ Rendre ce beyt en Français

M1:2385

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این سخن (حکمت) همچون شیری در پستان جان است؛ بدون مکنده، به خوبی جاری نمی‌شود. معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که حقایق معنوی و اندیشه‌های عمیق، همچون شیری که در پستان آماده است، نیاز به مخاطبی مشتاق و «کشنده» دارند تا جاری شوند و به کمال رسند. بدون این طلب و کشش، این معرفت‌ها نهفته می‌مانند و از حرکت بازمی‌ایستند.

شرح

این بیت در حقیقت، یکی از کلیدهای فهم چرایی پیدایش مثنوی است. من بارها گفته‌ام که مولانا خودش به زبان بی‌زبانی می‌گوید که شأن ما شأن پیامبری نیست. پیامبران، همچون «طبیب دوار بطبه»، خود به سراغ بیماران می‌روند و آنان را از هلاکت می‌رهانند؛ یعنی رسالتشان ایجاب می‌کند که در پی خلق بدوند و پیغام الهی را به آنان برسانند، چرا که «حریصٌ علیکم عزیزٌ علیه ما عنتّم». اما عارفان چنین نمی‌کنند؛ آنان بیشتر شبیه به کعبه هستند که بر جای خود ایستاده و مردم باید رنج سفر را بر خود هموار کنند و به سوی آن بشتابند تا بهره‌ای برند. مولانا نیز در این بیت صراحتاً می‌گوید که این «سخن» یا به تعبیری، این دریای معرفت و حکمت که در «پستان جان» او جاری بود، نیاز به «کشنده»ای داشت تا به جریان افتد. این کشنده، بی‌تردید همان حسام‌الدین چلبی بود که با درخواست و پافشاری‌اش، این «شیر» را از پستان جان مولانا روان ساخت. اگر حسام‌الدین نبود، اگر این طلب و کشش در کار نبود، این میراث عظیم معنوی که امروز مثنوی نام دارد، این چنین بسط نمی‌یافت و شاید هرگز به دست ما نمی‌رسید. این سخن آب گوارایی است که از آسیابِ جان مولانا می‌گذرد، اما نه برای خودش، که «رفتن این آب در آسیا بهر شماست». این یعنی، حکمت نه برای خودِ حکیم، بلکه برای طالبان و مشتاقان است که آشکار می‌شود و به جریان می‌افتد. این تفاوت بنیادین، موقعیت عرفانی مولانا را از موقعیت نبوی متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که مثنوی، نه به جبر یک رسالت، که به اختیار یک خواست، از جان مولانا برآمده است.

نکات کلیدی

  • مثنوی محصول طلب و کشش مخاطب است، نه ابلاغ یک‌طرفه.
  • شأن عارف با شأن پیامبر متفاوت است: عارف در انتظار مشتاق است.
  • حسام‌الدین چلبی «مکنده»‌ای بود که جریان فیض مولوی را ممکن ساخت.
  • معرفت‌های نهفته، بدون ظرفی آماده و مشتاق، جاری نمی‌شوند.
  • پایه‌های وجودی مثنوی بر استقبال و خواهش استوار است، نه امر الهی مستقیم.

Sources: d1-s03 · 00:37:14 d1-s03 · 00:39:21 d1-s09 · 00:26:25 d1-s09 · 00:26:50

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.