Lire Livre 1 Explication selon laquelle le meurtre et l'empoisonnement de l'orfèvre étaient sur l'ordre divin, et non par désir charnel ou réflexion corrompue Verset 243

M1:243 — آن کسی را کش چنین شاهی کُشد / سوی بخت و بهترین جاهی کَشد

آن کسی را کش چنین شاهی کُشدسوی بخت و بهترین جاهی کَشد
✦ Rendre ce beyt en Français

M1:243

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کسی که چنین پادشاهی او را می‌کُشد، او را به سوی نیک‌بختی و بهترین جایگاه می‌کِشد. معنا: این بیت بیان می‌کند که هرگاه پروردگار، که پادشاه حقیقی است، بر کسی رنجی فرود آورد یا جان او را بستاند، این عمل در ظاهر ممکن است قهرآمیز به نظر رسد اما در باطن، راهگشای او به سوی سعادت و والاترین مراتب کمال است.

شرح

من این بیت را شاهدی قاطع بر دیدگاه مولانا دربارهٔ اعمال الهی می‌دانم. «شاه» در اینجا بی‌تردید خداوند است، آن «شاه وس‌آگاه» و «خاصه الله» که مولوی در بیت پیش از این، از او سخن می‌گوید. او نه پادشاهی زمینی که جاه و قدرت می‌جوید، بلکه طبیب الهی و مظهر «لطف مطلق» است. این شاه کُشنده است، اما کشتن او عین لطف است، نه قهر. این یک پارادوکس عمیق است که فهم آن برای خوانندهٔ مثنوی ضروری است.

به تعبیر خود مولانا: «گر ندیدی سود او در قهر او / کی شدی آن لطف مطلق قهرجو؟». اگر کشتن (یا هر بلا و رنجی که از او می‌رسد) برای مقتول سودی نداشت، آن لطف مطلق که خداوند است، هرگز به سوی قهر نمی‌رفت. این کشتن، برداشتنِ نصف جانی‌ست که در مقابلش صد جان تازه می‌بخشد، جانی که حتی در وهم ما هم نمی‌گنجد. این دقیقاً همان نگاهی‌ست که مولانا در تمثیل مادر و حجّام بیان می‌کند: «بچه می‌لرزد از آن نیش حجام / مادر مشفق در آن دم شادکام». درد ناشی از نیش حجام برای کودک، رنجی بزرگ است، اما مادرِ شفقت‌پیشه می‌داند که این درد، مقدمهٔ سلامت و رهایی است. او نه تنها غمگین نیست، بلکه شادکام است، چرا که به عاقبت نیک فرزندش می‌اندیشد. عمل الهی نیز همین‌گونه است: از دیدگاه ما ممکن است رنج و مرگ باشد، اما از نگاهِ پادشاهِ مطلق‌اللطف، راهی به سوی «بهترین جاه» است.

بنابراین، نباید اعمال الهی را با مقیاس‌های بشری بسنجیم. انسان با خود قیاس می‌کند و می‌پندارد که «کشتن» همیشه شرّ است، اما مولانا هشدار می‌دهد که «دور دور افتاده‌ای، بنگر تو نیک». چشم انسان به ظاهرها محدود است، اما دست پادشاهِ غیب، کارِ دیگر می‌کند. این همان «جلاء الاحزان» مثنوی است؛ رنجی که به ظاهر غم‌انگیز است، اما در بطن خود، پالایش روح و ارتقاء مقام را در پی دارد. این یک جدایی نیست که به تنهایی بینجامد، بلکه «جدایی» است که به وصال و «بهترین جاه» می‌انجامد. این نگاه، مولوی را از بسیاری از متفکران دیگر جدا می‌کند که در رنج‌ها و مصائب، جز شکایت یا احساس تنهایی نمی‌بینند. مولانا همواره بر آن است که هر رنجی از سوی او، نهایتاً به آسایشی عظیم‌تر و مقامی والاتر ختم می‌شود.

نکات کلیدی

  • «شاه» در این بیت، خداوند است؛ نه پادشاهی زمینی که به قهر می‌کُشد، بلکه «طبیب الهی» که به لطف می‌کُشد.
  • کشتن و رنجاندن از سوی خداوند، در ظاهر قهر اما در باطن، عین لطف و نهایتاً به سود مقتول است.
  • آنچه از دست می‌رود «نیم جان» است و آنچه حاصل می‌شود «صد جان»، که در وهم ما نمی‌گنجد.
  • مولانا به ما می‌آموزد که اعمال الهی را با مقیاس‌های بشری و ظاهر‌بینانه نسنجیم، چرا که ما از حکمت غایی آن بی‌خبریم.

Sources: d1-s21 · 01:09:00 d1-s21 · 01:10:10

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.