Lire› Livre 1› Expliquant que ces divergences concernent la forme de la méthode, non la vérité du chemin› Verset 526
M1:526 — ور نبودی او کبود از تعزیَت / کی فسردی همچو یخ این ناحیَت
M1:526
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
جهانِ ما به دلیل دوری و جدایی از خداوند (که همچون سوگواری است)، سرد، بیجان و منجمد شده است؛ وگرنه در برابر گرمای حقیقت الهی ذوب میشد.
این بیت ادامهٔ توصیف «هستی» ما در برابر «هستی» مطلق خداوند است. در بیت قبل، مولانا وجود ما را در برابر وجود الهی، «کور و کبود» توصیف کرد. در اینجا بر وجه «کبود» تمرکز میکند.
«کبود» در اینجا هم به معنای رنگ تیره و بیفروغ است و هم به معنای ماتمزدگی و اندوه. «تعزیت» نیز به همین معنای سوگواری اشاره دارد. این سوگواری، غمِ دوری و جدایی از اصل و مبدأ الهی است. مولانا میگوید اگر وجود ما این حجابِ تیرگی و اندوهِ جدایی را نداشت، هرگز نمیتوانست به صورت جهانی سرد و منجمد (مانند یخ) پدیدار شود. در واقع، این سردی و انجماد، لازمهٔ وجود داشتن در این «ناحیت» یا جهان مادی است.
به بیان دیگر، گرمای خورشید حقیقت الهی آنقدر شدید است که هر چیزی را در خود ذوب و محو میکند. تنها چیزی که میتواند در برابر آن «باقی» بماند، وجودی است که به دلیل دوری، سرد و منجمد شده باشد. پس این جهانِ یخزده و ماتمزده، خود نشانهای از جدایی از آن آفتاب حقیقت است.
- کبود
- تیره، بیفروغ، ماتمزده
- تعزیَت
- سوگواری، عزاداری
- فسردی
- منجمد میشد، یخ میزد
- ناحیَت
- ناحیه، سرزمین، قلمرو (در اینجا کنایه از جهان مادی)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.