Lire› Livre 5› L'histoire de la servante qui assouvissait sa luxure avec l'âne de la maîtresse, et l'avait entraîné, comme une chèvre ou un ours, à des désirs humains, et introduisait une courge sur le pénis de l'âne pour qu'il ne dépasse pas la mesure. La maîtresse le découvrit, mais ne vit pas la subtilité de la courge. Elle éloigna la servante sous un prétexte et s'unit à l'âne sans la courge, et mourut dans l'ignominie. La servante revint tard et se lamenta : « Ô ma vie, ô la lumière de mes yeux, tu as vu le pénis, mais tu n'as pas vu la courge ! Tu as vu le membre, mais pas l'autre ! » Tout imparfait est maudit, c'est-à-dire toute vision et toute compréhension imparfaites sont maudites. Sinon, les imparfaits apparents du corps sont objets de miséricorde, non maudits, lisez : « Il n'y a pas de faute pour l'aveugle. » Cela nie la faute, la malédiction, le blâme et la colère.› Verset 1340
M5:1340 — در تفحص اندر افتاد او به جد / شد تفحص را دمادم مستعد
M5:1340
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
خاتون که از لاغری خر به ستوه آمده بود، تصمیم گرفت با جدیت و پشتکار تمام، خودش علت ماجرا را کشف کند.
این بیت نقطه عطفی در داستان است. پس از آنکه متخصصان (نعلبندان) از تشخیص علت لاغری خر عاجز ماندند، خاتون شخصاً مسئولیت تحقیق را بر عهده میگیرد. مولانا بر دو عنصر کلیدی تأکید میکند: «جدیت» و «استعداد دمادم» (آمادگی و پیگیری مداوم). این صرفاً یک کنجکاوی گذرا نیست، بلکه تلاشی متمرکز و جدی برای رسیدن به حقیقت است.
مولانا اغلب «جد» و «طلب» را شرط اصلی برای کشف حقیقت، چه در امور دنیوی و چه در مسائل معنوی، میداند. بیت بعدی نیز همین نکته را تقویت میکند: «جدّ را باید که جان بنده بود / زانک جد جوینده یابنده بود». یعنی جدیت و کوشش، روح بندگی و طلب است و هرکس که با جدیت بجوید، سرانجام خواهد یافت.
اما در این داستان، این جدیت به یک تراژدی ختم میشود. خاتون حقیقت را کشف میکند، اما آن را ناقص میبیند. او عمل کنیزک را میبیند اما از «دقیقهٔ کدو» که آن را ممکن و ایمن میساخت، غافل میماند. بنابراین، جدیت او در «تفحص» او را به دانشی ظاهری و ناقص میرساند که در نهایت به هلاکتش منجر میشود. این خود درسی بزرگتر است: صرفِ جستجو کافی نیست؛ بصیرت و فهم کامل برای درک حقیقت ضروری است، وگرنه همان دانشِ نصفهنیمه، خود وسیلهٔ نابودی میشود.
- تفحص
- جستجو، تحقیق، وارسی دقیق
- اندر افتاد
- شروع کرد، آغاز کرد، مشغول شد
- به جد
- با جدیت، به طور جدی، با کوشش تمام
- دمادم
- لحظه به لحظه، پیوسته، پیاپی
- مستعد
- آماده، آماده و توانا
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.