Lire› Livre 5› L'histoire de la servante qui assouvissait sa luxure avec l'âne de la maîtresse, et l'avait entraîné, comme une chèvre ou un ours, à des désirs humains, et introduisait une courge sur le pénis de l'âne pour qu'il ne dépasse pas la mesure. La maîtresse le découvrit, mais ne vit pas la subtilité de la courge. Elle éloigna la servante sous un prétexte et s'unit à l'âne sans la courge, et mourut dans l'ignominie. La servante revint tard et se lamenta : « Ô ma vie, ô la lumière de mes yeux, tu as vu le pénis, mais tu n'as pas vu la courge ! Tu as vu le membre, mais pas l'autre ! » Tout imparfait est maudit, c'est-à-dire toute vision et toute compréhension imparfaites sont maudites. Sinon, les imparfaits apparents du corps sont objets de miséricorde, non maudits, lisez : « Il n'y a pas de faute pour l'aveugle. » Cela nie la faute, la malédiction, le blâme et la colère.› Verset 1354
M5:1354 — رو ترش کردی و جاروبی به کف / چیست آن خر برگسسته از علف
M5:1354
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
خاتون با طعنه به کنیزک میگوید: تو با صورت عبوس و جارو به دست، تظاهر به کار کردن میکنی، اما آن خرِ هیجانزده که از خوردن باز ایستاده، دروغ تو را فاش میکند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان است که در آن، خاتون (بانوی خانه) مچ کنیزک خود را میگیرد. کنیزک که مشغول اعمال شهوانی با خر بوده، با ورود ناگهانی خاتون، سراسیمه صحنهسازی میکند. او چهرهای ترش و خسته به خود میگیرد و جارویی به دست میگیرد تا وانمود کند مشغول نظافت بوده است.
اما خاتون که از پنجره، خرِ برانگیخته را دیده، فریب این نمایش را نمیخورد. او زیر لب و با کنایهای تلخ به کنیزک میگوید: «ظاهر خود را آراستهای، اما حقیقتِ ماجرا آنجاست؛ آن حیوان که از غریزهی اصلیاش (خوردن علف) دست کشیده و بیتاب است، نشان میدهد که در این خانه خبر دیگری بوده است.»
این بیت تقابل میان «ظاهرِ ریاکارانه» (چهرهی ترش و جارو) و «باطنِ آشکار» (خرِ منتظر) را به تصویر میکشد. مولانا نشان میدهد که چگونه امیال و حقایق درونی، حتی اگر تلاش کنیم پنهانشان کنیم، خود را از گوشهای دیگر نمایان میسازند. کنایهی خاتون در واقع به این معناست که «میتوانم حقیقت را پشت نقاب تو ببینم».
- برگسستن
- دست کشیدن، رها کردن، جدا شدن
- رو ترش کردن
- چهره در هم کشیدن، اخم کردن، خود را ناراحت نشان دادن
- به کف
- در دست
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.