Lire› Livre 5› L'histoire de la servante qui assouvissait sa luxure avec l'âne de la maîtresse, et l'avait entraîné, comme une chèvre ou un ours, à des désirs humains, et introduisait une courge sur le pénis de l'âne pour qu'il ne dépasse pas la mesure. La maîtresse le découvrit, mais ne vit pas la subtilité de la courge. Elle éloigna la servante sous un prétexte et s'unit à l'âne sans la courge, et mourut dans l'ignominie. La servante revint tard et se lamenta : « Ô ma vie, ô la lumière de mes yeux, tu as vu le pénis, mais tu n'as pas vu la courge ! Tu as vu le membre, mais pas l'autre ! » Tout imparfait est maudit, c'est-à-dire toute vision et toute compréhension imparfaites sont maudites. Sinon, les imparfaits apparents du corps sont objets de miséricorde, non maudits, lisez : « Il n'y a pas de faute pour l'aveugle. » Cela nie la faute, la malédiction, le blâme et la colère.› Verset 1405
M5:1405 — هم بچیدی دانه مرغ از خرمنش / هم نیفتادی رسن در گردنش
M5:1405
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
این بیت، آرزوی فردی را بیان میکند که با دانش ناقص خود میخواهد از نعمتی بهرهمند شود، بدون آنکه دچار خطر و عواقب ناگوار آن گردد.
این بیت در ادامهی داستان کنیزک و خاتون است و زبان حال خاتون را از دید کنیزک بیان میکند. خاتون، عمل شهوترانی با خر را از کنیزک «دزدید» اما فقط ظاهر آن را دید و از «کدو» که وسیلهی ایمنی بود، غافل ماند. این دانش ناقص، او را به هلاکت کشاند.
مولانا این حالت را به مرغی تشبیه میکند که میخواهد از خرمن، دانه برچیند (لذت ببرد) اما همزمان آرزو دارد که طناب دام (خطر و عواقب) به گردنش نیفتد. این آرزویی محال است. خاتون نیز میخواست از آن عمل لذت ببرد (چیدن دانه) اما چون از جزئیات کلیدی و خطر آن (دام) بیخبر بود، جان خود را از دست داد.
این بیت در واقع نقد «علم ناتمام» و عمل کردن بر اساس آن است، به ویژه زمانی که با «حرص» و «شهوت» همراه باشد. فرد مغرور و حریص، تنها جنبهی جذاب و مطلوب یک موضوع را میبیند و از خطرات و ظرایف آن چشمپوشی میکند و در نهایت، همین نگاه ناقص او را به دام میاندازد. پیام کلی این است که برای بهرهمندی ایمن از هر نعمتی، شناخت کامل و همهجانبهی آن ضروری است.
- بچیدی
- برچینی، دانه دانه جمع کنی
- خرمنش
- خرمن او (در اینجا استعاره از منبع لذت یا نعمت است)
- رسن
- طناب، بند (در اینجا اشاره به طنابِ دام دارد)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.