Lire› Livre 5› L'histoire de la servante qui assouvissait sa luxure avec l'âne de la maîtresse, et l'avait entraîné, comme une chèvre ou un ours, à des désirs humains, et introduisait une courge sur le pénis de l'âne pour qu'il ne dépasse pas la mesure. La maîtresse le découvrit, mais ne vit pas la subtilité de la courge. Elle éloigna la servante sous un prétexte et s'unit à l'âne sans la courge, et mourut dans l'ignominie. La servante revint tard et se lamenta : « Ô ma vie, ô la lumière de mes yeux, tu as vu le pénis, mais tu n'as pas vu la courge ! Tu as vu le membre, mais pas l'autre ! » Tout imparfait est maudit, c'est-à-dire toute vision et toute compréhension imparfaites sont maudites. Sinon, les imparfaits apparents du corps sont objets de miséricorde, non maudits, lisez : « Il n'y a pas de faute pour l'aveugle. » Cela nie la faute, la malédiction, le blâme et la colère.› Verset 1419
M5:1419 — کیر دیدی همچو شهد و چون خبیص / آن کدو را چون ندیدی ای حریص؟
M5:1419
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
ای انسان آزمند، تو فقط ظاهر جذاب و لذتبخش چیزها را میبینی و از باطن خطرناک و شرط لازم برای مهار آن غافل میمانی.
این بیت بخشی از نوحهی کنیزک بر سر جنازهی بانوی (خاتون) خانه است. خاتون با دیدن رابطهی پنهانی کنیزک با خر، تنها جنبهی شهوانی و لذتبخش ماجرا را دید و از «کدو» که کنیزک برای کنترل و ایمنی به کار میبرد، غافل ماند. این غفلت که از حرص و شهوت کورکورانه سرچشمه میگرفت، به قیمت جانش تمام شد.
مولانا از این داستان جسورانه و تکاندهنده استفاده میکند تا یک اصل مهم عرفانی و اخلاقی را بیان کند: خطر تقلید ظاهری و سطحی از اهل معرفت. خاتون نماد سالک ناپختهای است که تنها صورت و ظاهر اعمال یک «استاد» (در اینجا کنیزک) را میبیند و بدون درک حقیقت و رازِ (سِرّ) درونی آن، شتابزده دست به تقلید میزند. او «کیر» را که نماد جاذبهی دنیوی و لذت آنی است، میبیند اما «کدو» را که نماد معرفت، احتیاط، و شرط باطنیِ لازم برای مهار آن نیروست، نمیبیند.
صفت «حریص» در اینجا کلیدی است. حرص و آز، چشم باطن انسان را کور میکند و او را از دیدن جزئیات حیاتی و خطرات پنهان باز میدارد. این بیت هشداری است به همه کسانی که در هر زمینهای - چه معنوی و چه دنیوی - تنها به پوستهی شیرین و فریبندهی امور توجه میکنند و از مغز تلخ یا شرط لازم آن غافل میمانند.
- خبیص
- نوعی حلوا یا شیرینی که از خرما و روغن درست میکردند.
- حریص
- آزمند، طمعکار، بسیار مشتاق.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.