Lire› Livre 5› Une histoire également en réponse au fataliste et en preuve du libre arbitre et de la validité de l'ordre et de l'interdiction, et expliquant que l'excuse du fataliste n'est acceptable dans aucune religion et ne mène pas à la délivrance de la punition pour l'acte qu'il a commis, de même qu'Iblis le fataliste n'a pas trouvé de délivrance en disant : « Parce que Tu m'as égaré. » Et le peu indique le beaucoup.› Verset 3073
M5:3073 — گفت از باغ خدا بندهٔ خدا / گر خورد خرما که حق کردش عطا
M5:3073
Sens · به زبانِ تو — Votre langue · AI
دزد با استدلالی جبریمسلکانه، دزدی خود را توجیه میکند و میگوید که این عمل، خواست و تقدیر خداوند است و او از خود اختیاری ندارد.
این بیت، نقطه اوج استدلال مردی است که از درخت خرمای دیگری بالا رفته و میوهها را میچیند. وقتی صاحب باغ او را بازخواست میکند، او با مغلطهای رایج در میان جبریون، خود را بیگناه جلوه میدهد. منطق او این است: «من، باغ و خرما، همه از آنِ خدا هستیم. پس اگر منِ بنده، از باغِ خدا، خرمایی را که خودِ او عطا کرده میخورم، چه خطایی کردهام؟»
این استدلال، نمونهای کلاسیک از سوءاستفاده از مفاهیم دینی برای توجیه گناه است. دزد با این حرف، مسئولیت و اختیار را از خود سلب میکند و خود را صرفاً ابزاری در دست تقدیر الهی نشان میدهد. او صاحب باغ را به «بخل ورزیدن بر سر سفرهی گستردهی خداوند» متهم میکند تا او را شرمنده سازد.
مولانا این داستان را برای نقد تفکر جبری و اثبات وجود «اختیار» در انسان نقل میکند. پاسخ هوشمندانه و عملیِ صاحب باغ در ابیات بعدی، پوچ بودن این استدلال را به شکلی ملموس و فراموشنشدنی نشان میدهد.
- حق
- خداوند، پروردگار
- عطا کردن
- بخشیدن، هدیه دادن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.