Lire Livre 6 L'arrivant demandant à l'épouse du cheikh : « Où est le cheikh ? Où le trouverons-nous ? » Et l'épouse répondant d'une manière inefficace. Verset 2060

M6:2060 — سبطی‌اند این قوم و گوساله‌پرست / در چنین گاوی چه می‌مالند دست

سبطی‌اند این قوم و گوساله‌پرستدر چنین گاوی چه می‌مالند دست
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:2060

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این قوم از تبار موسی و گوساله‌پرست‌اند؛ بر چنین گاوی چرا دست می‌مالند؟ معنا: این بیت به نکوهش کسانی می‌پردازد که با وجود انتساب به حقیقت، به بیراهه رفته و به ظواهر بی‌اساس یا رهبران گمراه دل بسته‌اند.

شرح

این بیت، که در بادی امر از زبان همسر تندخوی شیخِ حکایت بلحسن خرقانی جاری می‌شود، در واقع نقدی گزنده و بنیادین از سوی مولانا به تصوف زمانه خویش است. من این را در سخنرانی‌های خود بارها گوشزد کرده‌ام که مولانا با وام گرفتن از کلمات تند و کوبندهٔ این زن، بی پرده به مدعیان دروغین سلوک می‌تازد. او از بی‌عنایتی نمی‌گذرد و حقایق تلخ را بیان می‌کند.

نخست، تعبیر «سبطی‌اند این قوم و گوساله‌پرست» ارجاعی صریح به داستان گوساله سامری و قوم بنی‌اسرائیل دارد. کسانی که از تبار حقیقت و شریعت موسوی بودند، اما در غیبت موسی(ع) از معبود حقیقی روی برتافته و گوساله‌ای زرین را به پرستش گرفتند. مولانا، با این تمثیل قرآنی، روحانی‌نماها و شیخ‌های دروغین عصر خود را با آن گوساله و مریدانشان را با گوساله‌پرستان مقایسه می‌کند. «گاو» در اینجا نماد همان مرجع تقلید یا قطبی است که وجودی بی‌محتوا و دروغین دارد، اما مریدان ساده‌دل بر او دست می‌مالند و تبرک می‌جویند. این بیت تصویرگر جهل و تقلید کورکورانهٔ کسانی است که چشم‌شان را بر حقیقت می‌بندند و به مراجع بی‌بنیان دل می‌سپارند.

مولانا این «گاو»ها و «گوساله‌پرستان» را با صفات گوناگونی وصف می‌کند که فساد درونی خانقاه‌ها را عیان می‌سازد. ایشان را «لاف‌کیش» می‌خواند؛ کسانی که تنها ادعاهای توخالی دارند و «کاسه‌لیس» و «طبل‌خوار»ند، یعنی زندگی‌شان بر پایه تملق و ریا و چشمداشت به سفره و کمک‌های مردم می‌گذرد. این صوفیان نه اهل عبادت واقعی‌اند و نه اهل کار و تلاش؛ «جیفة اللیل و بطال النهار»اند، شب‌ها چون مردار افتاده و روزها به بطالت می‌گذرانند. این توصیف یادآور نوعی اباحه‌گری است که نه از مقام بی‌خودی و فنای الهی، بلکه از هوا و هوس و تنبلی برمی‌خیزد. این وضعیتی است که من آن را «اباحه‌گری از هوا» می‌نامم، در مقابل «اباحه‌گری از خدا» که ریشه در معرفت عمیق شهودی دارد.

یکی از عمیق‌ترین انتقادات مولانا، حمله به عجب و نخوت خانقاهی و نیز بی‌سوادی است. این مدعیان، به جای طلب علم و معرفت، به «مکر و تزویر» روی می‌آوردند و درس خواندن را حتی حرام می‌شمردند. مولانا با طنز تلخی نقل می‌کند که چگونه داشتن قلم در میان ایشان، به مثابه پوشاندن عورت تلقی می‌شد. این نوعی کژراهه رفتن از مسیر عقل و اندیشه است، کژی‌ای که متاسفانه در بسیاری از جوامع دینی رخنه می‌کند. اینان از سرِ جهل و غرور، خود را برتر از همه می‌دانستند و با «ترش‌رویی و عبوسی» با دیگران برخورد می‌کردند، که این خود نقطه مقابل خوش‌خویی و گشاده‌رویی است که حافظ بر آن تاکید می‌کند و من در شرح‌های خود بارها به این تفاوت بنیادین اشاره کرده‌ام. این انتقادات مولانا، بی‌شک، از نقدهای حافظ بر صوفیان زمانهٔ خویش نیز گزنده‌تر و بی‌پرده‌تر است، با آنکه حافظ گاهی کلی‌تر می‌تازد، مولانا به جزئیات مفاسد اشاره می‌کند.

نکات کلیدی

  • مولانا از زبان شخصیت‌های داستان، نقد صریح و بی‌پرده‌ای به فساد و ریاکاری در تصوف زمان خود وارد می‌کند.
  • استفاده از تمثیل گوساله‌پرستی، نمادی قدرتمند برای نقد تقلید کورکورانه و دل‌بستن به رهبران معنوی تهی از حقیقت است.
  • مولانا بیکاری و وابستگی به مردم را از جمله مفاسد خانقاه‌نشینان می‌داند که به اباحه‌گری و بی‌عملی می‌انجامد.
  • این بیت به بی‌سوادی و ضدیت با علم در میان برخی صوفیان اشاره دارد که مکر و تزویر را جایگزین معرفت می‌کردند.
  • غرور و نخوت خانقاهی و ترش‌رویی، از دیگر آفت‌هایی است که مولانا در مقابل تواضع و خوش‌خویی می‌بیند.

Sources: d6-s46 · 13:54:00 d6-s46 · 15:52:00 d6-s46 · 17:11:00 d6-s46 · 19:03:00

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.